على محمدى خراسانى

31

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

معصوم است نه نقل و حكايت آن . آيا از عوارض اجماع و حكم عقل است ؟ خير . پس مبحث تعادل و تراجيح نبايد از مسائل اصولى باشد ؛ چون در آن از عوارض ادله اربعه بحث نمىشود . ب ) يكى ديگر از مسائل مهم اصولى « 1 » مسألهء حجيت خبر واحد است « 2 » و در آن بحث مىشود كه : « خبرُ الواحد حجة أم لا » ؟ حال ، سؤال اين است كه آيا بحث مذكور از عوارض كتاب است ؟ پاسخ ، منفى است . آيا از عوارض سنت است ؟ با توجه به فرض مذكور باز هم جواب منفى است . از عوارض اجماع و عقل هم نيست - و خلاصه از عوارض هيچ‌كدام از ادلهء اربعه نيست - پس اين بحث هم بايد استطرادى باشد ؛ و لا يلتزم به احدٌ . نتيجه تا اينجا : اگر موضوع علم اصول را در ادله اربعه منحصر كنيم - چه با وصف دليليت و چه بدون وصف دليليت - لازمه‌اش خروج دو مسألهء مذكور از علم اصول است ؛ در حالى كه اين ، قابل التزام نيست . و رجوع البحث فيهما فى الحقيقة إلى البحث عن ثبوت السنة بخبر الواحد فى مسألة حجية الخبر كما أفيد و بأى الخبرين فى باب التعارض فإنه أيضا بحث فى الحقيقة عن حجية الخبر فى هذا الحال غير مفيد فإن البحث عن ثبوت الموضوع و ما هو مفاد كان التامة ليس بحثا عن عوارضه فإنها مفاد كان الناقصة . مرحوم شيخ انصارى در رسائل در مبحث حجيت خبر واحد « 3 » از مشهور طرفدارى كرده است و موضوع علم اصول را ادله اربعه بماهى ادله ، دانسته است و درصدد دفاع از مشهور و دفع اشكال مذكور بر آمده و فرموده است : اگر ما عنوانِ مسأله را مثل مشهور قرار دهيم كه : « خبر الواحد حجة أم لا » ؟ اشكال وارد است . ولى ما عنوان بحث را تغيير داده و مىگوئيم : بحث از حجيت خبر واحد در واقع بر مىگردد به اين‌كه : « السنة هل تثبت بالخبر الواحد أم لا » ؟ يعنى سنت كه به‌وسيلهء خبر متواتر و واحد مع القرينه ثابت مىشود آيا به‌سبب خبر واحد هم ثابت مىشود يانه ؟ اگر چنين بحث كرديم ، موضوع مسأله سنت مىشود . بحث از ثبوت و عدم ثبوت هم كه بحث از عوارض سنت است ، بنابراين ، بحث داخل در علم اصول مىشود ؛ چون از عوارضِ يكى از ادلهء اربعه گفت‌وگو مىكند . در نتيجه اشكال رفع مىشود . مرحوم آخوند در تكميل دعواى شيخ اعظم مىفرمايد : به همين شكل در رابطه با متعارضين هم

--> ( 1 ) . به قول آخوند : « انّ هذه المسألة من أهمّ المسائل الاصولية » . به نقل از كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 78 . ( 2 ) . در اهميت اين مسأله گفتنى است كه معظم الفقه از طهارت تا ديات ، بر حجيت خبر واحد ثقه مبتنى است . ( 3 ) . رسائل ، ص 67 .